جک 1
نیروی انتظامی میبینه یه نفر با ماشین توی میدون انقلاب هی داره دور می زنه . بهش مشکوک میشن . با ماشینشون میرن کنارش می بینند . می بینن منصور خان زرگنده است . هر وقت هر وقت به سسر خیابون کار گر می رسه می گه :ای ی ی ی ی هو ما کجا می خواستیم بریم ن ن ننده
حیف نون میره خواستگاری بابای عروس بهش میگه اون گلی که زدی به یقت خارش اذیتت نم کنه ؟ حیف نون می گه خارش که نه ولیگلئنش که تو شلوارمه خیلی اذیتم میکنه !
حیف نون می ره کتابخونه کتابش روپس بده . کتابدار ازش می پرسه کتاب چه طور بود ؟حیف نون می گه :شخصیت زیاد داشت ولی داستان و محتوا نداشت !کتابدار: دفتر تلفن من دست تو چی کار میکنه ؟
به یه بنده خدا می گن سبز لیمویی رو توصیف کن . میگه: شما آبی آسمونی رو در نظر بگیر . جیش کن روش !
گرگه بعد از کلی جستجو آی دی شنگول منگول رو گیر میاره . بعد از کلی چت کردن با هاشون قرار میزاره . وقتی می ره سر قرار می بینه چوپان دروغ گو اومده
+ نوشته شده در جمعه بیستم بهمن 1385ساعت 14:47  توسط علی
|