روي گل هاي نرگس با يه مداد قرمز هزار دفعه نوشتم بي تو هرگز
|
زندگي سه ايستگاه داره!. عشق…جدايي و مرگ. آقا قربونت، ايستگاه اول پياده مي شيم |
هر وقت بعد 120 سال رفتي اون 2نيا وقتي خواستي از پل صراط رد شي و بهت گفتن يکي حلالت نکرده اون منم که به اين بهونه يه بار ديگه ميخوام ببينمت
هميشه هنگامي ميايي که تمام دنيا از پيش من رفته باشند ... و هميشه هنگامي ميروي که من تنها تو را تمام دنيايم ميبينم ... پس چه خوب که ميماندي با منه تنها ...اي تمام دنياي من ...ايکاش که ميماندي
| گفتمش دل ميخري؟ پرسيد چند؟! گفتمش دل مال تو تنها بخند خندهاي کرد و دل ز دستانم ربود تا به خود باز آمدم او رفته بود دل ز دستش روي خاک افتاده بود جاي پايش روي دل جا مانده بود |
اگه توو کوچه پس کوچه ی دلم گم شدی دنبال کسی نگرد که بهت آدرس بده چون به جزء تو کسی اونجا نیست...
+ نوشته شده در جمعه سی و یکم فروردین 1386ساعت 0:53  توسط علی
|
دوست داشتن هميشه گـــفتن نيست گاه سکوت است و گاه نگــــــاه ... غـــــريبه ! اين درد مشترک من و توست که گاهي نمي توانيم در چشمهاي يکد يگــرنگــــاه کني
موقعي كه مي خواستمت مي ترسيدم نگات كنم،موقعي كه نگات كردم ترسيدم باهات حرف بزنم. موقعي كه باهات حرف زدم ترسيدم نازت كنم،موقعي كه نازت كردم ترسيدم عاشقت بشم حالا كه عاشقت شدم ميترسم از دستت بدم
به حساب بانکي شما مليونها بوسه عشق واريز کردم شما مي توانيد بطور شبانه روزي از طريق مهر کارت برداشت نمائيد
به من گفتي که دل دريا کن اي دوست همه دريا از آن ما کن اي دوست دلم دريا شد ودادم به دستت مکش دريا به خون پروا کن اي دوست
وقتي داري فکر مي کني که من دارم فکر مي کنم که تو داري فکر مي کني که من به چي فکر مي کنم دلم مي خواد که فکر کني که من به تو فکر مي کنم
بوسه اسم است...چون عمومي است بوسه فعل است...چون هم لازم است هم متعدي بوسه حرف تعجب است...چون اگر ناگهاني باشد طرف مقابل را مات و مهبوت ميکند بوسه ضمير است...چون از قيد انسان خارج نيست بوسه حرف ربط است...چون 2 نفر را به هم متصل ميکند
يك روز من و تو با هم وارد بهشت ميشيم تو به خاطر اون قلب پاكي كه داري و من به خاطر اينكه توي اون قلب جا دارم!!!!!!
+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام فروردین 1386ساعت 17:20  توسط علی
|
يه روز تو كوچه ديدمت و عاشقت شدم، فرداش توي خيابون ديدمت و ديوونهات شدم، امروز توي اتوبان ديدمت، خدا آخر و عاقبتم رو به خير كنه، عجب 206ي هستي!
ميدوني فرق تو با جاده چيه؟ جاده ميدوني فرق تو با جاده چيه؟ جاده رو بايد خيلي رفت تا به آخرش رسيد، ولي تو همينجوري آخرشي! رو بايد خيلي رفت تا به آخرش رسيد، ولي تو همينجوري آخرشي!
ماشين نوشته :زمان تنها ماشيني است كه ترمز ندارد (كاميون)
شده تا حالا كابوس ببيني، از خواب بپري و كلي خوشحال بشي كه كابوس بوده؟ شده بزرگترين آرزوهاتو تو خواب ببيني، از خواب بپري و حالت گرفته بشه؟ خوب، اين به اون در!
بوسه تنها تصادفي است كه پليس ندارد و آغوش تنها پاركينگي است كه جريمه ندارد، پس مياي توي پاركينگ تصادف كنيم؟
soq soq soq soq soq soq soq soq soq soq soq soq soq soq soq همه اينها مال شماست، به شرطي كه گوشيتو برعكس بگيري!
من آزاد دادم، يعني چارهاي نداشتم، مجبور بودم، آخه بهش نياز داشتم! كاشكي تو هم ميومدي تا با هم ميداديم، ولي اشكال نداره، خودت رو آماده كن براي سال ديگه، براي يك دانشگاه دولتي!
تو گلي مثل گلهاي قشنگ قالي، تو به ظرافت تار و پود فرشاي زيبايي ايراني، اصلا تو خود فرش پاتريسي، همون كه يه تختهاش كمه!
ميگن: «دل آدم، اندازه مشتشه»، پس چطوري يه دريا خوبي يه دنيا مهربوني، يه آسمون عشق، و يه كهكشون محبت، تو دل «تو» جا ميگيره؟
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386ساعت 12:17  توسط علی
|
به من ميگفت : آنقدر دوست دارم که اگر بگويي بمير مي ميرم . . . . . . . باورم نمي شد . . . . فقط براي يک امتحان ساده به او گفتم بمير . . . ! سالهاست که در تنهايي پژمرده ام کاش امتحانش نمي کردم
هميشه انقدر ساده نرو و مگذر لااقل نگاهي به پشت سرت کن…! شايد کسي در پي تو مي دود و نامت را با صداي بي صدايي فرياد ميزند…! و تو… هيچ وقت او را ...
اي دوست دلت هميشه زندان من است
آتشكده عشق تو از آن من است
آن روز كه لحظه وداع من و توست
آن شوم ترين لحظه پايان من است
اشكي كه بيصداست پشتي كه بيپناست دستي كه بسته است پايي كه خسته است دل را كه عاشق است حرفي كه صادق است شعري كه بيبهاست شرمي كه آشناست دارايي من است ارزاني شماست
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386ساعت 10:49  توسط علی
|